آفتاب سوزان، دمای ۵۰ درجه، ریگ های روانی که راه رفتن را سخت میکرد همه و همه روال هر روز مردمان این دیار بود که بچه های جهادی با آن اخت گرفته بودند و راه خودسازی خود را در این مسیر دیده اند.

به گزارش راه آرمان؛ هنوز از ون پیاده نشده بودیم میشد پیش بینی کرد که هوا چقدر گرم است چند کیلومتر مانده به ریگان شیشه های ماشین آنچنان داغ شده بود که فهمیدیم بیرون چه خبر است، نزدیک ساعت ۱۰ بود که وارد شهر شدیم و در شهر توقفی نداشتیم عبور کردیم و به روستاهایش رسیدیم.

وارد قاسم آباد بخش گنبکی شدیم با ورودمان یک خودروی شخصی جلودارمان شد تا راهنماییمان کند، از لباس های خاکی و کلاه لبه دار سبزشان معلوم بود که بچه های جهادی هستند، سردی کلر درون ماشین تحت تاثیر دمای بیرون کم شد ، ون توقف کرد قبل از آنکه بپرسیم که کجاییم تابلوی دبستان جوادالائمه  شلتوک آباد را دیدیم، رسیده بودیم به محل گزارشمان.

از ماشین پیاده شدیم، با وجود آقای بادپروا مسئول کانون بسیج رسانه شهرستان رفسنجان و خبرنگاران خانم و آقا دوازده نفری بودیم، تقسیم شدیم ، خانمهای خبرنگار در مدرسه ماندیم و آقایان خبرنگار نیز با راهنمایی بچه های جهادی راهی محل ساخت منزل یک مددجو در روستای عباس آباد شدند.

وارد مدرسه شدیم دوخانم محجبه با رویی خوش به استقبالمان آمدند، همکارم آقای دهشیری که مقدمات سفرمان را در جمع بچه های بسیج دانشجویی دانشگاه ولیعصر چیده بود خانم ها را معرفی کرد، میرزاده مسئول بسیج دانشجویی واحد خواهران و خانم حسنی مسئول گروه جهادی خواهران.

وارد راهروی مدرسه شدیم، خیلی گرم بود ، یادش که می افتم تمام بدنم گر میگیرد انگار گرمای ۵۰  درجه ریگان در جانم جاخوش کرده ، ته راهرو یک کلرآبی روی یک چهارپایه گذاشته شده بود که دهانه ان به سمت چهار کلاس بودم انگار می خواستند چهار کلاس را در این گرما با این کلر خنک نگه دارند…

با همکاران تقسیم کار کردیم هرکدام وارد یک کلاس شدیم تا با مربی و دانش آموزان صحبت کنیم.

من ماندم و خانم میرزاده در راهروی  مدرسه ، خواستم که از اقدامات گروه  آیه های ایثار دانشگاه ولیعصر برایم بگوید، از هفتم تیرماه در این منطقه اسکان یافتند در روز اول دیدار چهره به چهره و دعوت مردم روستا را داشتند تا هم مردم روستا را با فعالیت های گروه جهادی آشنا کنند و هم مکان و ساعت برگزاری کلاس ها را به انها بگویند.

میرزاده گفت: امسال استقبال خوب بود زیرا گروه جهادی سال های گذشته هم امده بودند و مردم شناخت داشتند میدانستند یک سری اموزش ها به انها داده میشود.

کلاس ها از نهم تیرماه شروع شده بود، امسال ۴۰ نفر در گروه نوجوانان ، ۶۰ نفر در گروه کودکان و ۱۰ نفر در گروه بزرگسالان شرکت داشتند ، در نوبت صبح ۴ کلاس برگزار میشد و عصر ها دو کلاس.

اموزش ها شامل نمد دوزی ،خطاطی، نقاشی، قرآن ،احکام ،مشاوره برای نوجوانان و بزرگسالان و برای گروه کودک نقاشی های ائمه اموزش وضو و نماز توسط کارتک انجام میشد.

خواهران جهادی ۱۲ نفر بودند، چند نفر مربی و چند نفر هم در قسمت فضاسازی مدرسه خدمت میکردند.

میرزاده گفت: اردوی جهادی حس و حال خودش را دارد دفعه دومم است که در اردوهای جهادی حضور دارم اما همان دفعه اول دلبسته شدم ، هدف اصلی از این اردوها خودسازی خود بچه های جهادی است تا بعد بخواهند کاری برای مردم روستا انجام دهند تا خودشان تقویت نشوند نمی توانند اثر گذار باشند.

میرزاده از سختی های اردوی جهادی گفت اینکه شاید آب نداشته باشی، غذایت دیر برسد، در دمای ۵۰ درجه برق قطع شود و بایستی تحمل کرد …

در میان خواهران جهادی بچه هایی بودند که یکی یکدونه و نازپروده ی خانواده هایشان بودند اما از دل و جان کار می کنند ” همه شبیه به هم نیستند سختی ها را که می بیینند تغییرات در آنها ملموس است غبطه میخورم به حال این بچه ها” این را میرزاده گفت.

فاطمه خالداری دانشجوی رشته زبان ادبیات عرب که اولین تجربه اردوهای جهادی را داشت از مشکل آب روستا برایمان گفت.

نرگس سلطانی دانشجوی مهندسی عمران دانشگاه ولیعصر که دوست داشت شرایط سخت را تجربه کند برای همین تصمیم به حضور در اردوهای جهادی گرفته بود برایمان گفت: تنها احساس خوبی که در این اردو دارم این است که وقتی می بینم  بچه ها یاد میگیرند حس می کنم خدا در کنارمان است، اولین خاصیت اردوی جهادی خودسازی است، صبر کردن و چشیدن درد مردم مناطق محروم؛ تصمیم دارم بازهم بیایم.

استراحت ظهر، نماز و ناهار را میهمان خواهران جهادی در مدرسه شبانه روزی ابوریحان بیرونی بودیم، روحیه ی جهادی بچه ها با لطافت خانمانه شان در هم آمیخته شده بود و به گرمی و با رویی گشاده از ما پذیرایی کردند.

عصر را به جمع برادران جهادی در روستای عباس آباد رفتیم که در حال دیوار چینی خانه مددجوی کمیته امداد بودند.

علیرضا دانشور مسئول گروه جهادی برادران می گفت: مردم این منطقه مطلالبه گر نیستند فقط می خواهند زنده بمانند، برای کارهای فرهنگی نیاز به گروه تخصصی است که در این مناطق حضور یابد.

وی همچنین از پیگیری مشکل آب منطقه گفت: از پروژه های اقتصادی مقاومتی گروه جهادی داشگاه ولی عصر در منطقه احداث کارخانه ی شیره ی خرما بود اما وقتی دیدیم حرف اصلی مردم آب است پیگیر این موضوع شدیم، متوجه شدیم در روستا چاه زده شد و دو پمپ در فاصله ی چهارده روز سوخته و هیچکس پیگیری نکرده در حالیکه این دو پمپ ظرفیت تامین اب ۲۴ ساعته منطقه را دارد با پیگیری بچه ها و سپاه و اهالی روستا یکسری کارهاانجام شده و در حال پیگیری است.

این مسئول جهادی از انتقادهای مسئولین گفت: مسئولین می گویند در کار ما دخالت نکنید و ما را جدی نمی گیرند ، مردم همه می خواهند برای انها کار کنیم اما خودشان پیگیری و مطالبه نمی کنند .

آفتاب سوزان، دمای ۵۰ درجه، ریگ های روانی که راه رفتن را سخت میکرد همه و همه روال هر روز مردمان این دیار بود که بچه های جهادی با آن اخت گرفته و راه خودسازی خود را در این مسیر دیده بودند تا جهادی تماشایی رقم بزنند که روی آفتاب خرماپزون ریگان را کم کند.

گزارش از: مریم مرادی

انتهای پیام/

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبری