×

منوی سایت آرمان کرمان

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

قطار محرومیت محله بهاران روی ریل ناامنی + تصاویر

جمعیت  با تنوع قومیت‌ها و ملیت‌ها از شهرک بهاران نمایشگاهی ساخته پر از خاطره، ساختمان های فرسوده، بدون آب، برق، گاز، امنیت، بهداشت، اعتیاد، بیکاری، کوچه های خاکی، زمین هایی پر از نخاله های ساختمانی که مامنی برای معتادان و محل بازی برای کودکان شده است.

به گزارش راه آرمان؛ از سمت کمربندی آیت الله خامنه ای که حرکت کنیم نرسیده به جاده سیدی سمت راست به تابلویی می رسیم که روی آن محله بنی هاشم نوشته شده است، نمی دانم هدف از انتخاب این محله با این عنوان چه بوده است؟

محله بنی هاشم کرمان در شمال شهر کرمان با جمعیتی بالغ بر دوازده هزار و سیصد نفر از اجتماعی از فرهنگهای مختلف شهرستانهای کرمان و توابع آن را بخود اختصاص داده است ساکنان آن به ترتیب  بیشتر از شهرستانهای شهداد،  بم، زرند و کوهپایه تشکیل شده است.

برای تهیه گزارش به همراه تیم به سمت شهرک بهاران که در انتهای محله بنی هاشم واقع شده حرکت می کنیم بعد از عبور از یک جاده خاکی به ابتدای شهرک می رسیم تیرهای چوبی با قطر بسیار باریک که سیم های برق از آن عبور کرده بود نظر ما را جلب کرد از خودرو پیدا شدیم و گزارش را از این محله شروع کردیم.

شهرک بهاران، جمعیتی نزدیک به ۲ هزار نفر دارد که فقر را در چهره  کودکان معصومی  که  در میان زمین های پر از زباله بازی می کنند و در چهره زنان خسته و نان آوری که آن روز دست خالی به خانه بازگشته است، نشسته و به این سادگی ها پاک نمی شود.

زمین هایی پر از نخاله های ساختمانی که مامنی برای معتادان و ولگردان شده است و کوچه های بهاران پر از قیل و قال محرومیت و نداری، پر از گرسنگی و ژنده پوشی پر از خانواده‌های مهاجری که از هر دیاری پی داشتن فردایی بهتر، امروزشان را با سیاهی و بد بختی گره زده‌اند.

چرا محله بهاران؟!. محله ای به خزان بیشتر شباهت دارد تا به بهار، در میان کوچه‌ها پر از بچه‌های قد و نیم قدی است که تعطیلی مدرسه‌ها و نبود فضایی مناسب آنان را به سمت خود می کشاند تا در میانه بازی نظاره گر بدبختی‌های هم بازی‌های شان باشند و فوق برنامه‌های درسی را در فراخنای بی‌کارگی خود از همبازی‌های کوچک و بزرگشان فرا بگیرند!

اگر کمی دل به دریا زده و سرکی میان خانه‌هایی که سال‌هاست به نماد فقر مالی و فرهنگی بدل شده‌اند، بکشید، فقر را بهتر لمس می‌کنید، محرومیت را با تمام وجود باور خواهید کرد.

در میان خانه‌هایی که خالی از هر وسیله‌ای است، خانه‌هایی که اگر یخچالی داشته باشند، در اثر استفاده مستقیم از برق فشار قوی سوخته اند! به راحتی می‌توان فقر را دید، می‌توان اعتیاد را سراغ گرفت، می‌توان دل نگرانی‌ها را شنید، می‌توان اشک‌ها را چشید، می‌توان ….. اگرچه دل‌های شان سبز و گرم است، اگرچه صمیمی هستند و همراه، صبور و خونگرم و به سادگی لبخندهای‌شان از تو می خواهند و التماس می کنند که برایشان گره گشایی کنید.

یکی از اهالی شهرک در این خصوص گفت: اهالی خونگرم این محله در خمره سرد محرومیت گرفتار شده‌اند، و کسی سراغی از آن نمی گیرد.

آقای اژدری فرمانده پایگاه مقاومت محله بنی هاشم به خبرنگار راه آرمان گفت: شاید کسی باور نکند که در کوچه‌های خاک آلوده  آه از نهان‌ها بیرون می‌کشد و این سوال را به هر ذهن میهمان می‌کند که آیا واقعاً اینجا محله‌ای از کلان شهر کرمان است؟

وی  ادامه داد: جمعیت  با تنوع قومیت‌ها و ملیت‌ها از شهرک بهاران نمایشگاهی ساخته پر از خاطره، ساختمان های فرسوده، بدون آب، برق، گاز، امنیت، بهداشت، اعتیاد، بیکاری، کوچه های خاکی، زمین هایی پر از نخاله های ساختمانی که مامنی برای معتادان و محل بازی برای کودکان شده است.

خانم خانه داری که خستگی فقر بر چهره اش مستولی شده بود گفت: در این محله اگر اتفاقی رخ دهد مثل آتش سوزی و یا سرقت، تا آتش نشانی یا نیروی انتظامی خودشان را به این محل برسانند گاهی اوقات تا نیم ساعت طول کشیده و کوچکترین اتفاق تبدیل به مصیبت می‌شود.

وی محله بهاران را یک فرصت دانست که بی توجهی آن را به یک تهدید بدل کرده است و تصریح کرد:  هزاران وعده مسوولان یکی وفا نکند!  این محله  به دنبال دردمندانی می گردد تا درد و رنجش را باور کنند.

این خانم خانه دار گفت: تنها کسانی که در واقع درد و رنج محرومیت را حس کرده باشند قادر به درک وضعیت این محله و مردمان خونگرم و صمیمی آن هستند و هم‌چنین افرادی قادر خواهند بود تا محله و مردم محله بهاران را از منجلابی که به آنان تحمیل شده است، خارج کنند، که کمی زخم فقر را چشیده باشند.

در کوچه ای از بهار، خزان به زمستان تبدیل شده و زوج جوانی که اعتیاد گریبانگیرشان شده و کپر مامنی برای فرزندان معصومش شده است.

او متولد سال ۶۶ است اما چهره اش آنقدر خسته نشان می دهد که این روزها نمی توان غبار محرومیت و اعتیادی که بر او مستولی شده پاک کرد.

گفته می شود به دلیل سقوط همسرش در حین جوشکاری از ساختمان از کار افتاده شده و به اعتیاد مبتلا گردیده است و برای گذران زندگی اشان به جمع آوری زباله روی آورده است.

اقوام به دلیل اعتیادشان خواستند تا ۴ فرزند او را به بهزیستی تحویل دهند اما مادر رنج کشیده نگذاشت آغوشش بدون فرزندان سرد شود، دو فرزند بزرگتر را به خانواده همسر و دو فرزند کوچکتر را خود نگه داشته است.

زیاد رغبتی به اینکه با ما هم صحبت شود نداشت، به همین دلیل نخواستیم آزرده خاطر شود از او خداحافظی کردیم و به امید  اینکه صدایش را به مسئولی برسانیم آنجا را ترک کردیم.

در کوچه پس کوچه‌های بهاران، غروب خورشید هم رنگ دیگری دارد، رنگ ترس، رنگ ناامنی، رنگ اعتیاد، در این هنگام از پس و پیش دیوارها صداهای وهم آلودی گوش هر رهگذری را می‌آزارد، صداهای گزنده‌ای که نگرانت می‌کند، به جای بوی عطر گل و فضایی برای تنفس بهتر، بوی تعفن اعتیاد و یاس نشئگی و ننگ خماری، بوی تهوع آور فقر و نداری و… اینجا می توان بدترین و دردناکترین صحنه ها را  دید و سراغ گرفت.

باید چشم بازکرد و مردان و زنان، دختران و پسران، جوانان و پیرانی را دید که چگونه فقر و محرومیت از همه داشته‌هایی که حق هر ایرانی است، آنان را در هم چروکیده  و سر در گریبان کرده است.

به گزارش راه آرمان، در کنار همه این نا امیدی‌ها و سختی‌ها، مردان و زنان بزرگی را می توان سراغ گرفت که در نقطه نقطه تاریخ ایران تاثیر ماندگاری گذاشته‌اند، مردان و زنانی که بزرگ بودند و زیستند و جوانمردانه قد علم کردند و همیشه در مسیر رفع تنگناها از گره گشایی و خیر رساندن  کوتاهی نکردند.

به خاطر داشته باشیم که در کنار اهالی بهاران، هستند کسانی که دل بیازارند، کسانی که دل در گرو هیچ اندیشه و فرهنگی ندارند. یادمان باشد که هیچ غریبه‌ای بی هول و هراس نمی‌تواند از میان کوچه پس کوچه‌ها بگذرد، حتی اگر همه هراس‌ها وهم باشد و پندار.

کجایند گوش هایی که کر شده اند و چشمانی که کور گشته اند و تنها در انظار عمومی وعده های پوچی می دهند تا جلب توجه کرده و رأیی برای خود جمع کنند اما پس از نشستن بر کرسی مسند دیگر یادی از مظلومیت و محرومیت محله هایی که گذر کردند نمی کنند، زیرا آنان از روز اول هم چیزی برای فقر زدایی نداشتند.

کجایند مردانی که به ظاهر ادعای بی ادعایی می کنند اما بویی از مردانگی نبرده اند؟؟!!!

این درد را کجا باید برد، کجا باید گفت؟ آیا حلال مشکلی پیدا خواهد شد؟! آیا واقعا فضای خزانی محله بهار، بهار خواهد گشت؟!

گزارش و عکس از : مهین نامجو

انتهای پیام/

 

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false