۰۹ / ۰۹ / ۱۳۹۹

یادداشت؛

سلام احمد

03:00۰

احمد را پست ها و جایگاه ها و درجه ها نبود که بالا می برد، احمد بود که آنها را بالا می برد لشکر نجف با نام احمد بالا می رفت و نه اینکه احمد با نام لشکر احمد شود نه.

به گزارش راه آرمان، از خدا این را می خواهم که هر چه سریعتر مرا به او ملحق کند” این آرزوی دیرینه حاج قاسم بود که با اشک و بی قراری از پروردگار طلب می کرد تا دوباره با یار قدیمی اش حاج احمد کاظمی همنشین و همراه شود.

سردارِ دلها، اسوه جهاد در خطوط مقدم را این گونه توصیف کرده بود: «فکر می‌کنید ما هر ۲۰۰سال یک کسی مثل احمد را می‌توانیم داشته باشیم؟ امکان ندارد که شما فکر کنید دانشگاه‌های ما، دانشکده‌های ما بتوانند چنین افرادی را تحویل جامعه بدهند، نه! احمد عصاره یک شخص بود و آن شخص هم هر چند قرن یک بار می‌آید، او آمد و یک چنین دستاوردی داشت، تمام شد و رفت».

شهر با شنیدن خبر سقوط هواپیما ، به عزاخانه حاج احمد مبدل شد همه گریه می‌کردند. با رفتن احمد احساس غریبی کردیم ولی حاج احمد بر بلندای برج رها از تعلقات ایستاده بود و به آن سوی افق می‌نگریست.

او مصداق واقعی جمله شهید مطهری بود که فرمود : شهید یعنی سوختن و روشن کردن .

چرا که روشن کردن او مثال نوری است که سالیانی است چشم ها را خیره کرده است وهر رهگذری تنها با دیدن نام او یا چهره دلنشین او در میان قابی کوچک بی گمان روشنایی را در وجودش احساس می کند اما سوختن اوست که مرا یاری می کند تا شاید روزگاری بتوانیم از خود حاجی رخصت شهادت بگیریم .

حاج قاسم سخت گریه می کرد و می گفت : دیگر کسی نیست جای حاجی را برایمان پر کند حاجی تداعی رفتارهای جنگ بود، تداعی خلوص، صفا و پاکی، صداقت بود .

وقت سخن گفتن احمد؛ ناخودآگاه آدم را بیاد خرازی می انداخت بیاد همت می انداخت حالا که او نیست انگار یک یادگار از همه یادگاران جنگ را از دست داده ایم .

او آنقدر حاجی را با مصصم مالک اشتر علی زمان می خواند که به او اعتراض کرده بودند.

زیبا بود آنجا که گفت : احمد را پست ها و جایگاه ها و درجه ها نبود که بالا می برد، احمد بود که آنها را بالا می برد لشکر نجف با نام احمد بالا می رفت و نه اینکه احمد با نام لشکر احمد شود نه.

واکنون بعداز گذشت چهارده سال لحظه وصال دو یار و همسنگر قدیمی فرا می رسد، آسمان فرودگاه بغداد نورباران و روشن از نور شهدای دفاع مقدس که به استقبال حاج قاسم، آمده بودند و همانگونه که رهبر حکیم انقلاب در پیام شهادت حاج قاسم فرمودند: ارواح طیبه شهیدان روح مطهر قاسم سلیمانی را درآغوش گرفتند.

انگار که حاج احمدکاظمی ، حسین خرازی ، مهدی باکری، ابراهیم همت برای حضور حاج قاسم جاده عرش تا رضوان را گلباران کرده و مشتاق دیدار یاربودند.

حاج قاسم هم با زمزمه “الهی رضاً برضائک و تسلیماً لامرک” به احمد سلام میکند و با لبخند رضایت و خوشحال از وصال یار او را در آغوش می گیرد .

اما اینجا کلام سید اهل قلم شهیدآوینی را نباید فراموش کردکه می گفت: پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند، اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند.

و حال در این دنیای مواج ما ماندیم و غم فراق ستاره های خاموش و بغض مانده در گلو.
حامد شجاعی باغینی

انتهای پیام/نامجو


بدون دیدگاه

پاسخ دهید

فیلدهای مورد نیاز با * علامت گذاری شده اند