۰۱ / ۱۱ / ۱۳۹۹

یادداشت؛

پنالتی های عملیات روانی و سوت داور افکار عمومی

03:00۰

مجریان و خبرنگاران بارها با حرفه ای گری از داور افکار عمومی پنالتی می گیرند و به ما گل می زنند. وقتی هم همین داور افکار عمومی سوت پایان را به صدا در می آورد دیگر مهم نیست چه اتفاقی افتاده است مهم این است که چه کسی بیشتر گل زده است.

به گزارش راه آرمان، بسیاری از فوتبال دوستان بازی اولین بازی ایران در جام های جهانی مقابل هلند را به خاطر دارند. جایی که بازیکن مشهور هلند ۲ گل از هتریک خود را از روی نقطه پنالتی به ثمر رساند.

یکی از کارشناسان فوتبال در یک مستند تلویزیونی گفته بود بازیکنان ایرانی اینکه خود را با هر اشاره ای روی زمین بیندازند را ناجوانمردانه می دانستد اما بازیکنان هلند با حرفه ای گری دو بار در محوطه جریمه خود را زمین زد و از ما پنالتی گرفت.

آنچه که بعد از جام جهانی برای ما تجربه شد این بود که در صنعت فوتبال باید حرفه ای بود. وقتی داور سوت پایان بازی را به ثمر می رساند مهم نتیجه ای است که روی صفحه نقش بسته است نه آنچه در زمین رخ داده است.

آرژانتینی ها یک بر صفر عق بودند تا اینکه مارادونا با دست گل زد و بعد بازی برابر انگلیس به پیروزی تبدیل شد. امروز کارشناسان می گویند رفتار مارادونا حرفه ای بود!

حکایت امروز ما و رسانه ها نیز همین است. اصحاب رسانه امروز بازیکنان حرفه ای بازی عملیات روانی هستند. مجریان و خبرنگاران بارها با حرفه ای گری از داور افکار عمومی پنالتی می گیرند و به ما گل می زنند. وقتی هم همین داور افکار عمومی سوت پایان را به صدا در می آورد دیگر مهم نیست چه اتفاقی افتاده است مهم این است که چه کسی بیشتر گل زده است.

می توان این کار را ناجوانمردانه بخوانیم. می توانیم رسانه ها را دروغ گو خطاب کنیم. ولی واقعیت این است که آنها مثل یک بازیکن فوتبال حرفه ای هستند و این صنعت رسانه است.

صنعت رسانه به دنبال تامین منافع گردآنندگان آن است. برخی از این گردانندگان به دنبال پول، مقام، ثروت و شهرت هستند و در نتیجه رسانه هایشان این ها را به ارمغان می آورد. ما هم اگر به دنبال منافع ملی هستیم باید حرفه ای باشیم.

در فضای امروز جهان هم اصحاب رسانه ما باید حرفه ای باشند و هم تماشاگران و استفاده کنندگان از رسانه ها هم باید حرفه ای باشند. این از اقتضائات صنعت رسانه ای است.

به همین اخبار چند روز نگاه کنید. پس از ترور شهید محسن فخری زاده چقدر اخبار و مطالب متناقض و یا با اهداف خاص در شبکه های اجتماعی دست به دست شد؟ آیا هیچ کدام از ما وقتی در خصوص این ماجرا مطلبی به دستمان می رسید درباره آن تحقیق کردیم؟ چقدر درباره مطالبی که در پیام رسان ها برای دیگران می فرستیم جستجو می کنیم که آیا درست است یا نه؟ آیا ما هم جزء کسانی بودیم که تصاویر شهید فخری زاده با شهید سلیمانی را استوری کردیم و بعد فهمیدیم تصویر مال فردی دیگری است؟ آیا به مخاطبان خودمان خبر دادیم که اشتباه کردیم؟

صنعت رسانه ای ما را مجبور کرده است که به سواد رسانه ای مجهز شویم. سوادی که موجب می شود در دنیای مغالطات و بمباران خبری سالم زندگی کنیم.

یادداشت از محمدنعیم رستمی

انتهای پیام/


بدون دیدگاه

پاسخ دهید

فیلدهای مورد نیاز با * علامت گذاری شده اند