تاریخ انتشار :چهارشنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۳ ساعت ۱۳:۵۵
۰
plusresetminus
گنبد فیروزه‌ای در بطن تاریخ کرمان؛

کاج حاجت‌مند هم دل در گرو امامزاده محمد دارد

امامزاده «محمد ابراهیم‌ابن مجاب» چشم و چراغ محله قدیمی و تاریخی کرمان است که مأمن و زیارت‌گاه عاشقان بسیاری از راه دور و نزدیک است.
کاج حاجت‌مند هم دل در گرو امامزاده محمد دارد
به گزارش گروه اجتماعی پایگاه خبری «راه آرمان» نام محله به‌طور رسمی ۱۷ شهریور است اما مردم و محلی‌های کرمان آن‌را شاهزاده محمد می‌خوانند.

البته بی‌ربط هم نیست، کافی است که به محله شاهزاده محمد بروی، در یک تقاطعی که به خیابان ۱۷ شهریور متصل می‌شود، معبری وجود دارد که در میانه‌های آن گنبد «امامزاده محمد ابراهیم‌ابن مجاب» به چشم می‌خورد.

محله ۱۷ شهریور یا شاهزاده محمد
محله از آن دست محله‌هایی است که قدم‌زدن در کوچه پس کوچه‌ها و خیابان‌هایش شما را به انتهای گذشته مهمان می‌کند، از دیوارهای کاه‌گلی خانه‌ها، درختانی قد علم‌ کرده‌اند که هر یک در تلاش‌اند تا دستی از دیوار به بیرون برسانند و سری را نوازش دهند.



هنوز مغازه‌های این محله با نام بقالی نفس می‌کشند و پسر بچه‌ها در کوچه‌ها، پا به توپ در تلاشند تا از میان دو آجر گذاشته‌شده به‌عنوان دروازه، توپشان را عبور دهند و دخترکان در آن سوی کوچه عروسک‌هایشان را به آغوش می‌کشند.

در میانه این خیابان گنبدی چون فیروزه‌ در دل آسمان رُخ می‌نماید، دور تا دورش را درختان کاج احاطه کرده‌اند. به زیارت امامزاده محمد ابراهیم مجاب می‌روم.

نسب این امامزاده این‌گونه است: «سید ابوالحسن محمدابن‌ابراهیم‌المجاب ابن محمد العابدین امام موسی کاظم علیه‌السلام ملقب به شاهزاده محمد و از نوادگان حضرت موسی‌ابن‌جعفر و از سادات بلند مرتبه و گرامی مدفون در شهر کرمان است. جد سادات موسوی کرمان، خوزستان، شیراز، کوفه و کربلا به ایشان می‌رسد.»
 
التماس دعا
درب ورودی حیاط امامزاده محمدابن‌ابراهیم‌المجاب؛ خادمی در باجه نشسته است درست در ابتدای حیاط، چادرهای سفید با گل‌های ریز قرمز را روی میزش گذاشته است. به او سلام می‌دهم، خودم را معرفی می‌کنم، لبخند می‌زند با زبان ساده و صمیمی‌اش جوابم را می‌دهد و مثل همه خادمانی که شاید در طول زندگی‌مان با آن‌ها برخورد کرده‌ایم پذیرای من می‌شود.



می‌گوید بیش از یک سال است که این توفیق نصیبم شده تا خادم این امامزاده باشم. وقتی از او پرسیدم چه چیزی برای تو به‌عنوان یک خادم در این امامزاده لذت‌بخش است، پاسخ داد: من به زائران این امامزاده غبطه می‌خورم به حال و هوایی که دارند و آن صفای قلب‌شان در بدو ورود به این مکان مقدس، برایم شیرین است.

در ادامه لبخندی به لب آورد، مکث کرد، کمی به من خیره شد، سکوتش را شکست و بیان کرد: وقتی کسی به من می‌گوید التماس دعا، قلبم می‌ریزد، آن‌ها نمی‌دانند این من هستم که غبطه‌شان را می‌خورم.
راستش روزهایی که کمی حالم بد است ثانیه‌شماری می‌کنم تا نوبتم شود تا در این مکان خادمی کنم، از آن انرژی می‌گیرم و حالم خوب می‌شود.

این آخرین جملاتی بود که از این بانوی خادم امامزاده محمد شنیدم و بعد از آن از او با جمله «التماس دعا» خداحافظی کردم.
 
کاجی حاجتمند
 در حیاط این امامزاده درخت کاجی در میانه آن و درست در برابر ضریح چشم می‌نوازد گویی که قرار است به احترام این امامزاده تا به ابد بایستد. کسی چه می‌داند شاید او هم حاجتی دارد که این‌گونه سال‌ها در برابر ضریح امامزاده محمد ابراهیم مجاب ایستاده است.



و درست در چند قدمی درب ورودی حرم این امامزاده؛ حوضِ کوچکی است که صدای آب زلالش با رقص ماهیانی که در دل خود دارد، هر میهمانی را برای لحظاتی میزبانی می‌کند.



به یاد حرم امام حسین(ع)
ضریحش کوچک است و در دل آیینه‌کاری‌های طاق گنبدش می‌درخشد. سرم را بالا بردم، بر روی پارچه‌ای نوشته بود « السلام علیک امامزاده محمدابن‌ابراهیم‌مجاب» سلام بر محمد ابراهیم مجاب؛ راستی ابراهیم مجاب همان بزرگواری که ضریح پاکش را بعد از زیارت امام حسین(ع) می‌بینیم.



به یاد حرم امام حسین(ع) بر لب جاری ساختم « السَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ»
 
برای شناساندن این امامزاده تلاش کنید
طاهره شجاعی نامش بود، می‌گفت ۱۵ سال است که مسئول امور خادمان خواهر این امامزاده هستم.
از او پرسیدم که حال و هوای این امامزاده و زائرانش نسبت‌به گذشته چگونه است؟ در پاسخم ابراز ناراحتی کرد و گفت: اگرچه این امامزاده چهارمین قطب زیارتی کشور است اما آن‌چنان که باید به آن توجه نشده است، شرایط و وضعیت محیطی این مکان اگرچه نسبت‌به گذشته بهتر شده است اما هنوز آن‌گونه که باید نیست.

 

وی ادامه داد: در کنار این‌که این امامزاده به مردم کشور شناسانده نشده است حتی مردم برخی محله‌های شهر کرمان نیز از وجود این امامزاده آگاهی ندارند.
 
شجاعی بیان کرد: به‌عنوان خادم بارها شاهد ارادت و حاجت‌روایی زائران این امامزاده بودم برای مثال یک خانواده اهل زاهدان چند سال پیش به‌طور اتفاقی به زیارت این امامزاده آمدند و حاجت‌روا شدند و از آن پس هر ساله قند و چایی به این برای روضه‌ها و مراسمات در این مکان مقدس از زاهدان ارسال می‌کنند.

وقتی از این خادم پرسیدم که به‌نظر شما این امامزاده چه کارهای برزمین‌مانده‌ای دارد، جواب داد: مهم‌ترین موضوع شناساندن و معرفی این امامزاده به مردم کرمان و از طرفی کشور است، تلاش کنیم که این امامزاده شناخته شود.

بعد از گفتگو با این بانوی خادم، صدای اذان برخاست، حالا دیگر صدای اذان بلند شده بود، مردم در شبستان در صف‌ها ایستادند تا در برابر پروردگارشان تعظیم کنند.





انتهای خبر/ پسند 
 
 
 
 
 
  https://armanekerman.ir/vdcjhvevauqexyz.fsfu.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما