شهید«محمد تراز» در وصیت نامه خود آورده است: هر قطره خونی از شهیدان به اندازه دریایی است که با خروش و طغیان پیش می رود و دشمن را در خود می غلتاند و شهید شدن افتخاری بس والا برای من است.
به گزارش پایگاه خبری «راه آرمان»؛ شهید «محمد تراز» هشتم شهریور ۱۳۴۱، در روستای مسکون جبال بارز از توابع شهرستان جیرفت متولد شد.
وی تا پایان مقطع راهنمایی تحصیل کرد، بهعنوان سرباز ارتش به جبهه اعزام شد. سرانجام در هجدهم دی ۱۳۶۱، در موسیان عراق بر اثر اصابت ترکش خمپاره، شهید شد.
در ادامه بخشهایی از وصیتنامه شهید شهید «محمد تراز» را مرور میکنیم:
اینجانب به جبهه آمدم تا بتوانم در این موقعیت حساس که کشور از هر طرف دچار فتنه و آشوب است و کشورهای بیگانه به ایران شبیخون میزنند، کمک مؤثری کرده باشم و دست آنها را به کمک سایر برادران مسلمان از ایران کوتاه کرده باشیم.
به همین دلیل بود که در تاریخ ۱۵ اسفندماه ۶۱ به خدمت سربازی اعزام شدم، مدت ۳ ماه و ۱۰ روز آموزشی را در پادگان ۰۵ کرمان گذرانیدم. پس از سپریشدن دوره آموزشی، به جبهه نبرد حق علیه باطل رهسپار گردیدم و الان تا این تاریخ که ۱۲ آذرماه ۱۳۶۱ است، مشغول به خدمت در جبهه با کافران بعثی هستم و انشاءالله تا نابودی صدام و تمامی ابرقدرتها و جنایتکاران شرق و غرب از پای نخواهم نشست و درخت اسلام را که با خون هزاران شهید گلگونکفن آبیاری شده است، بارور خواهم ساخت و ادامهدهنده راه ایشان هستم، تا انتقام خون برادرانم را از آنها بگیرم.
پدر و مادر عزیزم، اگر من شهید شدم، لباس شادی بپوشید و برایم گریه نکنید، زیرا فرزند شما ادامهدهنده راه حسین (ع) است و بدانید که همیشه خون بر شمشیر پیروز است و هر قطره خونی از شهیدان بهاندازه دریایی است که با خروش و طغیان پیش میرود و دشمن را در خود میغلتاند و شهیدشدن افتخاری بس والا برای من است.
در اینجا پیامی به خواهران و برادران مسلمان ایرانی دارم: برادران غیور و قهرمان ایران بدانید که تنها راه پیروزی از ایمان است نه از سلاح؛ بنابراین اسلحه هر شهیدی که به زمین میافتد، شما آن را بردارید و باشهامت و ایمان بیشتری بر علیه کافران مزدور به پا خیزید تا ریشه اسلام در سراسر جهان فراگیر شود و به گفته امام امت، خمینی بتشکن، هرچه ما را بیشتر بکشید ملت ما آگاهتر و بیدارتر میشوند و به خونخواهی برادران خود بر میخیزند تا انتقام خون آنها را از کافران بگیرند و آنها را به سزای عمل ناشایست خود برسانند.
وقتی جنگ، مسیرهای تأمین مواد اولیه بارز را بست، این مجتمع عظیم صنعتی نه تولید را متوقف کرد و نه حتی یک نیروی انسانی را اخراج کرد. مدیر بارز از روزهایی ...