روایتی نزدیک از دردهای پنهان، ظرفیت محدود کمپها و تلاش برای بازگرداندن امید به زندگی معتادان را بخوانید.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری «راه آرمان»؛ اعتیاد، همین بلای خاموش و خزنده، سالهاست از دیوار خانههای مردم بالا رفته و آتش بر ریشه خانوادهها انداخته است؛ بلایی که نه فقط جسم انسان را میسوزاند، که حرمتها، رابطهها و امیدها را هم خاکستر میکند. این روزها در کوچهپسکوچههای شهر، زیر هر سایهروشن عصرهای دودآلود، میتوان رد پای جوانانی را دید که زندگیشان میان «ترک» و «بازگشت» در رفتوآمدی بیپایان مانده است.
در چنین حالوهوایی، وقتی وارد راهروی دادسرا میشوم، بوی کاغذهای مانده روی پروندهها و همهمه آرام خانوادههایی که نگران پشت در ایستادهاند، سنگینی فضا را بیشتر میکند. اتاق کوچک دادیار، بیش از آنکه شبیه اتاق کار باشد، شبیه میدان نبردی است با انبوه پروندههایی که هر کدام قصهای تلخ از اعتیاد، سرقت، فرار و فروپاشی دارد. روی میز چوبیاش، پروندهها مثل کوه چیده شده؛ هر کدام با برگههایی که گوشهشان بر اثر ورق خوردنهای زیاد فرسوده شده است.
با این حال، دادیار جوان ــ که تقریباً دو سال است که با پروندههای مرتبط با اعتیاد سروکار دارد ــ با چهرهای آرام، صبری کمنظیر و حوصلهای مثالزدنی، به تکتک مراجعان پاسخ میدهد. گاهی سرش را بالا میآورد، نگاهی دقیق میکند و دوباره با همان آرامش همیشگی ادامه میدهد. از لابهلای این خستگی پیداست که چه اندازه تحت فشار است، اما در پاسخگویی هیچ عجلهای ندارد. همین صبوری، اتاق پرالتهاب او را مثل ساحل آرامی در دل طوفان کرده است.
میز خم شده زیر وزن پروندهها، صفحههای سفید و برگههایی که هر کدام حکایتِ یک زندگی خردشده را در خود دارند. بیرون، شهر در ترافیکِ همیشگیاش گرفتار است؛ اما در این اتاق، ساعتهاست که زمان برای کسانی میایستد که از لبهٔ جامعه پرت شدهاند. دادیار با آرامشِ خستگیخوردهای پشت میز مینشیند؛ دستهایش گاهی پروندهای را تکان میدهد، گاهی لیوان آبی را که پر از سوال و امید است. صبر در چهرهاش نوشته شده؛ صبری که برای شنیدن، برای فهمیدن و برای طرحِ راهحلهایی که ممکن است زندگیها را برگردانند، لازم است.
من، خبرنگار گروه اجتماعی «راه آرمان»، روی صندلی مقابل میز نشستهام و ضبطصوتم روشن است؛ آمادهام تا از دل این همه پرونده و روایت تلخ، گفتگویی دقیق و رسمی با دادیاری که چند سالی است که وسط میدان اعتیاد میجنگد، ثبت کنم. راه آرمان: وضعیت کلی پروندههای مرتبط با اعتیاد که به شما ارجاع میشود چگونه است؟
دادیار: ما روزانه با حجم زیادی از پروندههایی مواجهیم که تقریباً همه آنها به یک نقطه ختم میشود؛ اعتیاد. بیشتر این افراد به دلیل وابستگی به مواد مخدر، توان کار و تأمین معاش را از دست دادهاند. وقتی بیکار میشوند و پولی برای تهیه مواد ندارند، برای رسیدن به یک آرامش چندساعته مجبور به سرقت میشوند. بهقول خودشان «راهی جز این برای تأمین مواد نداشتیم» و همین رفتارهای تکراری، پرونده پشت پرونده میسازد.
راه آرمان: یعنی از نگاه شما مهمترین ریشه بزهکاریها، بیکاری و اعتیاد است؟
دادیار: دقیقاً. بسیاری از این افراد میگویند اگر شغل داشتیم، اگر درآمد ثابت و حتی یک حداقل امید در زندگیمان بود، هرگز سمت مواد نمیرفتیم. برای همین است که ما همیشه تأکید میکنیم درمان اعتیاد بدون ایجاد اشتغال نتیجهای پایدار ندارد. تا زمانی که فرد برای برگشت به جامعه جایگاه اجتماعی و شغلی نداشته باشد، احتمال بازگشت به مواد و ارتکاب جرم بسیار زیاد است.
راه آرمان: در میان پروندههایی که میبینید، وضعیت خانوادهها چگونه است؟
دادیار: خانوادهها معمولاً بزرگترین قربانی این چرخه هستند. خیلی از آنها با شرمندگی و نگرانی میآیند و میگویند: «تنها امیدمان این است که بچهمان ترک کند.» فشار روانی روی خانوادهها کمتر از خود فرد نیست. برخی والدین میگویند برای نجات فرزندشان همه چیز را فروختهاند اما نتیجهای نگرفتهاند. اعتیاد، یک فرد را نابود نمیکند؛ یک خانواده را زمینگیر میکند.
راه آرمان: با توجه به این حجم از مراجعهکنندگان، دستگاه قضایی چه اقداماتی انجام میدهد؟
دادیار: ما در چهارچوب قانون، از دو مسیر جلو میرویم:
۱. اقدام قضایی و بازدارنده برای جرائم مرتبط با سرقت، مزاحمت و تهدید.
۲. ارجاع به مراکز ترک اعتیاد و مراکز درمانی در مواردی که فرد آمادگی و انگیزه ترک دارد.
البته مشکل اینجاست که بسیاری از افراد بعد از ترک کوتاهمدت، دوباره در همان محیط و همان دوستان قدیمی قرار میگیرند و به چرخه اعتیاد برمیگردند. ما تلاش میکنیم با حکمهای جایگزین و دورههای مشاوره، مسیر بهتری برای بازگشت این افراد به جامعه فراهم کنیم.
راه آرمان: از نگاه شما مهمترین شکاف یا مشکل در مسیر ترک و بازگشت چیست؟
دادیار: نبود شغل. نبود حمایت اجتماعی. نبود مرکز مهارتآموزی بعد از ترک.
اگر فرد فقط چند هفته پاک بماند اما بعد از آن دوباره در خیابان بیپول و بیکار رها شود، نتیجه مشخص است. ما تا جایی که قانون اجازه بدهد حمایت میکنیم، اما این موضوع نیازمند یک کار بیندستگاهی است. کار فقط بر دوش قوه قضائیه نیست.
راه آرمان: اگر بخواهید یک پیام برای خانوادههایی که با این مشکل درگیرند بدهید، چه میگویید؟
دادیار: صبر و حمایت خانوادگی مهمترین عامل موفقیت است. اما خانوادهها نباید همه بار را به دوش بکشند. ما هم در کنارشان هستیم. امیدوارم با همکاری دستگاههای مرتبط، روزی برسد که جوانان ما دیگر بهخاطر فقر و بیکاری، به سمت این مسیر نروند.
آقای عسکرینژاد، کمی درباره مراکز ترک اعتیاد استان و ظرفیت آنها توضیح بدهید.
دادیار: در استان ما سه نوع کمپ داریم:
۱. کمپهای اجباری ماده ۱۶، که افراد با حکم قضایی وارد میشوند.
۲. کمپهای خصوصی که خانوادهها داوطلبانه میفرستند.
۳. کمپهای ترک اختیاری خود افراد.
در کرمان دو کمپ اصلی داریم: کمپ مهرگان متعلق به بهزیستی با ظرفیت اسمی ۲۵۰ نفر که فعلاً حدود ۴۵۰ نفر در آن حضور دارند و کمپ کرامت وابسته به سپاه با ظرفیت ۱۵۰ نفر. البته ظرفیت اسمی این کمپها گاهی تا ۵۰۰ نفر افزایش پیدا میکند.
راه آرمان: در مورد تعطیلی کمپها و تأثیر آن بر آمار ترک اعتیاد توضیح دهید.
دادیار: امسال، کمپ کرامت به دلیل جنگ ۱۲ روزه و احساس خطر تعطیل شد. همین باعث شد آمار پذیرش و خروج کاهش یابد. وقتی کمپ فعالیت نداشته باشد، خدمات اشتغال و درمان هم متوقف میشود، بنابراین مقایسه آمار امسال با پارسال نشاندهنده کاهش است، نه ناکارآمدی سیستم.
راه آرمان: وقتی فردی شناسایی میشود، روند پذیرش چگونه است؟
دادیار: ابتدا شناسایی توسط کلانتری یا حتی خود مردم انجام میشود. سپس فرد برای ورود به کمپ ارزیابی میشود: وضعیت ظاهری، زخمها، بیماریها بررسی میشود تا سلامت بقیه افراد به خطر نیفتد. بعد، در صورت نیاز، فرد به مراکز درمانی تخصصی ارجاع داده میشود.
راه آرمان: آیا همه افراد شناسایی شده قبول میشوند؟
دادیار: خیر، افرادی که سنشان بالای ۶۰ سال باشد یا مشکلات جسمی شدید داشته باشند، به مراکز دیگر منتقل میشوند تا خطرات جسمی کاهش یابد.
راه آرمان: خانوادهها چه نقشی در روند درمان دارند؟
دادیار: خانوادهها مهمترین پشتیبان هستند. بسیاری از مددکاران و مشاوران با همکاری خانوادهها اطلاعات دقیق از معتادان جمعآوری میکنند تا برنامه درمانی مؤثر باشد. اگر خانواده همکاری نکند، روند ترک سختتر میشود.
دادیار: هر مددکار ۵۰ پرونده دارد و وظیفه دارد روزانه با فرد و خانواده او صحبت کند، مسائل شخصی و اجتماعی را بررسی کند و مسیر درمان را پیگیری کند.
راه آرمان:بعد از ترک، حمایتها چگونه ادامه پیدا میکند؟
دادیار: ما برنامههای اشتغال و آموزش مهارت داریم. مثال: کارگاه خیاطی، تولید کمد و میز از امدیاف، کارواش و خدمات صنعتی. همکاری با استانداری، شهرداری و شرکتهای صنعتی باعث میشود افراد بعد از ترک، درآمد داشته باشند و دوباره به چرخه اعتیاد بازنگردند.
راه آرمان:دیگر حمایتهای اجتماعی شامل چه مواردی است؟
دادیار: ما وکیل رایگان، خدمات قضایی، بیمه سلامت، کمکهای غذایی، ثبتنام فرزندان در مدارس و حتی بلیط تفریحی برای خانوادهها فراهم میکنیم تا انگیزه برای ترک افزایش یابد.
راه آرمان: با وجود همه این حمایتها، چرا هنوز شاهد معضل اعتیاد در کرمان هستیم؟
دادیار: مهمترین علت، کمبود ظرفیت است. وقتی ظرفیت کمپها پر باشد، نمیتوان همه را پذیرش کرد. همچنین نیاز به همکاری همهجانبه دستگاهها و خانوادهها برای پیشگیری و توانمندسازی است.
راه آرمان: توصیه شما به خانوادهها چیست؟
دادیار: صبر و حمایت. ترک اعتیاد تنها با فشار و تنبیه اتفاق نمیافتد. حمایت و آموزش مهارتها، انگیزه و امید به زندگی باعث موفقیت پایدار میشود.
درب اتاق مدام زده میشود؛ وقتی درب باز میشود کلی مراجعهکننده سرک میکشند؛ دادیار اما انگار نه از حجم کار و نه از سختی مسیر دلسرد نشده بود. نگاهش پر از صلابت و امید بود؛ امیدی که میدانست تنها با همراهی خانوادهها، سازمانها و جامعه میتواند چرخه اعتیاد را در هم بشکند.
در دل این ساختمان داستانی از تلاش و بازگشت به زندگی جریان داشت؛ جایی که هر فردی، حتی در تاریکترین روزهای اعتیاد، میتواند چراغی از امید پیدا کند. اما همانطور که عسکرینژاد توضیح داد، این مسیر همیشه هموار نیست؛ محدودیت ظرفیت، نیاز به حمایتهای بیشتر و حضور فعال خانوادهها و جامعه، همچنان چالشی بزرگ است.
در آستانه روز دانشجو، تنی چند از دانشجویان با بیان دغدغهها و مطالبات خود تأکید کردند که دانشگاه باید به بستری واقعی برای نوآوری، اثرگذاری و تحقق بیانیه ...