تاریخ انتشار :چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۴:۰۰
۰
plusresetminus
در پی همراهی و حمایت باشگاه‌های ورزشی استان کرمان با بسیج ورزشکاران، ۱۴۰ نفر از ورزشکاران قهرمان و مربیان این استان به اردوی راهیان نور اعزام شدند.
حضور ۱۴۰ ورزشکار در اردوی راهیان نور کرمان
به گزارش خبرنگار گروه ورزشی پایگاه خبری تحلیلی «راه آرمان» در ظهرِ ابریِ نیمروز، هنگامی که بادهای پرقدرت چون روحی سرگردان، ابرها را در آسمان به این‌سو و آن سو می‌کشاندند و خورشید با تمام شکوهِ نورانی‌اش، در تلاشی عارفانه سعی می‌کرد تا از میان پرده‌های خاکستری بگذرد و بر دشت‌های بی‌انتهای تاریخ بتابد، گروهی از نوجوانانِ ورزشکار گرد آمده بودند.

چهره‌هایی که نشان از سختی تمرین داشت، خسته اما دل‌هایی روشن‌تر از همان نوری که خورشید در پی تابیدنش بود.



هنوز عطر تمرین و خاکِ مستطیل سبزِ زمین ورزشی در تنشان باقی بود، اما مقصدشان دیگر میدان رقابت نبود؛ اینان راهی شده بودند تا زمین دیگری را ببینند - زمینی که روزگاری با خون و ایثارِ جوانمردان، شوری از جنس آسمان به خود گرفته بود.

بادِ سرگردان بر موهای کوتاهشان می‌وزید، و در افق، جاده‌ای که گردوخاکی بلند شده از حرکتِ باد، آن را امتدادی نامعلوم می‌بخشید؛ گویی خطی از تقدیر و سرنوشت، میان این لحظه و آن روزهای سرنوشت‌ساز شکل می‌گرفت.

اتوبوس‌ها که حالا نمادی از گذرِ نسل‌ها بودند، آرام در کنارشان می‌غلتیدند، درحالی‌که سکوتی عمیق، آمیخته با هیجانِ درونی و احترامی قدسی، فضا را پرکرده بود، یکی از نوجوانان، ناخودآگاه، دستی بر سینه گذاشت و رو به جنوب کرد، گویی نوری از آن‌سوی خاک، از میان غبارهای خاطراتِ جنگ، به جانش تابیده بود و او را به حقیقتی دعوت می‌کرد.



اینان آمده بودند تا جای پای مردانی را ببینند که از مرزهای جسم و خاک عبور کرده و به آسمان پیوسته بودند؛ آمده بودند تا بفهمند غیرت در اوج شکوفایی جوانی، چگونه معنا می‌یابد و چطور می‌توان از «من» گذشت و در «ما» ذوب شد، باد، دیگر تنها صدایی نبود که در آسمان هوهوکنان بپیچد؛ بلکه در نفس‌های عمیق این جوانان، نشانهٔ روشنِ عشق به حقیقت و آرمان شده بود.



ناگهان، خورشید با اذنِ الهی از میان ابرها خود را آشکار ساخت، و هم‌زمان با آن، صدای اذان بلند شد، اولین نمازِ سفر برپا گشت و زمزمهٔ «الله اکبر»شان در فضا پیچید؛ نمازی که در آن، بدن‌های ورزشکار در برابر عظمت خالق، تسلیم شدند و عهدشان را با شهدا تجدید کردند.

در گشت‌و‌گذاری که با این جمع صورت گرفت، آشکار شد که اینان بسیجیانِ ورزشکار هستند؛ قهرمانانی که راهی میدان دیگری برای شناختِ حقیقت شده‌اند، و این علتِ حضور را، پس از وقایعِ اخیر و حماسهٔ جنگ ۱۲ روزه، با شدت و وضوحی بیشتر در چشمانشان می‌شد مشاهده کرد.



علی‌آبادی، در گفتگو با خبرنگار گروه ورزشی پایگاه خبری تحلیلی «راه آرمان»، از سنگ تمام باشگاه‌های ورزشی استان کرمان برای اولین‌بار در سطح کشور نام برد و عنوان کرد: «بعد از جنگ ۱۲ روزه، روحیهٔ جهندگی و امید در ورزشکاران ما بسیار بیشتر شده است؛ لذا این اولین‌بار است که باشگاه‌های لیگ برتر استان کرمان با چنین شکوه و استقبالی، ورزشکاران را برای دیدار از مناطق جنگی همراهی می‌کنند.

مسئول بسیج ورزشکاران استان کرمان افزود: کرمانی‌ها همیشه باید در کشور حرف اول را بزنند؛ لذا استقبال ورزشکاران کرمان و حمایت جهادی لیگ‌های ورزشی از اردوی راهیان نور، متضمن همین امر است.

وی ادامه داد: «امروز جمعی از قهرمانان ملی، ورزشکاران و مربیان راهی مناطق جنگی جنوب شدند؛ یک دستگاه اتوبوس از کرمان، یک دستگاه از مس سرچشمه، یک دستگاه از مس شهربابک و یک دستگاه هم از گل‌گهر سیرجان در این اردو حضور دارند.

علی‌آبادی اذعان داشت: «در این اردو غالب ورزشکاران از دهه‌های ۸۰ و ۹۰ هستند که برای اولین‌بار به این اردو اعزام می‌شوند؛ تعداد اعضای این اردوی پنج‌روزه ۱۴۰ نفر است که ۸۵ نفر آنان خانم و ۶۰ نفر هم آقا هستند.

مسئول بسیج ورزشکاران استان کرمان با تأکید ادامه داد: حرکت باشگاه‌های لیگ برتر استان کرمان در همراهی ورزشکاران جهت اعزام به مناطق جنگی، جهادی و بی‌نظیر بود که علت این امر تقویت روحیه خود ورزشکاران و استقبال آنان از روحیه ایثار شهدا بعد از جنگ ۱۲ روزه دفاع مقدس بوده است که امیدواریم در سال‌های آتی این اردو بزرگ‌تر و اعضای آن بیشتر شوند.

وی در پایان خاطرنشان ساخت: بعد از جنگ ۱۲ روزه و فرماندهی بی‌نظیر مقام معظم رهبری در برابر متخاصمان و جنگ‌افروزان، روحیهٔ ورزشکاران تقویت شد و در دنیا، نبرد آن‌ها شکلی دیگر به خود گرفت؛ همه قهرمانان بعد از پیروزی، با سلام نظامی به رهبر انقلاب، میدان جنگی خود را تحکیم کردند و همین امر سبب استقبال بی‌نظیر ورزشکاران بود؛ اما ما توان و سهمیهٔ بیشتری برای حضور این عزیزان نداشتیم و با همین تعداد محدود راهی شدیم.

یکی از جوانان ورزشکار نیز کنار من آمد و با من سخن گفت و پرسید: «خبرنگاری و حرف‌هایم را می‌نویسی؟» بدون کوچک‌ترین مکثی گفتم: «بلی» جواب داد: «من عاشق رهبرم هستم و قهرمانی‌ام را مدیون اویم؛ دیدار با ایشان امسال قسمتم شد و زیارتش کردیم؛ نور ایمانشان قلب مرا ذوب کرد. بعد از جنگ، هر جاپایی گذاشتیم، دنیا ما را دیگر ورزشکار نمی‌دید؛ گویی پهلوانانی چون رستم و سهرابیم که حتی قد و قواره‌مان هم آنان را می‌ترساند.

وقتی ابراهیم هادی را می‌خواندیم، تازه فهمیدیم جنگیدن باید چه شکلی باشد و تازه فهمیدیم چطور توانستند از خودشان رد شوند و در ولایت ذوب شوند، ما هم امروز می‌خواهیم برویم و پا جای پای آنان بگذاریم، شاید قدرتشان را به ما هم دادند؛ در میدان نبرد، یک جهان را انگشت‌به‌دهان گذاشتیم.



اتوبوس‌ها آرام گرفتند و زمان رفتن شد، ظهرِ حرکت، ظهرِ عهد بود - عهدی میان نسلی تازه و سرزمینی که هنوز صدای شهیدانش از دل خاک شنیده می‌شد. در دل هر نوجوان، سکوتی بود که نه از ترس که از فهمی تازه می‌آمد؛ فهمی از پیوند جسمِ ورزیده با روحی که به آسمان نزدیک شده است.

و جاده، آرام و بی‌انتها، آنان را در آغوش می‌کشید؛ همچون زیارتی عرفانی میان خاک و افلاک.

انتهای خبر/ طهماسبی https://armanekerman.ir/vdcc10qs42bqp08.ala2.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما