تاریخ انتشار :يکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۰۸:۰۰
۰
plusresetminus
جنگ تحمیلی سوم شاید در میدان نظامی متوقف شده باشد، اما در میدان روایت‌ها آغاز شده است. آنچه امروز در رسانه‌های جهان مشاهده می‌شود، صرفاً بازتاب یک پیام سیاسی نیست؛ بلکه تلاشی گسترده برای بازنویسی داستان جنگ، تعیین برنده و بازنده، و شکل‌دهی به حافظه تاریخی ملت‌هاست.
پایان جنگ آغاز نبرد روایت‌ها
به گزارش پایگاه خبری «راه آرمان»؛ اردشیر زابلی در یادداشتی نوشت: بر اساس نظریه روایت، واقعیت‌های سیاسی به‌تنهایی تعیین‌کننده نیستند؛ بلکه آنچه اهمیت دارد، داستانی است که درباره آن واقعیت‌ها ساخته می‌شود. به همین دلیل، پس از اعلام تفاهم میان ایران و آمریکا و انتشار پیام رهبر معظم انقلاب، رسانه‌های جهان وارد رقابتی گسترده برای تصاحب «روایت پایان جنگ» شدند.

در روایت غربی، تلاش شد پایان جنگ به‌عنوان نتیجه فشارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی علیه ایران بازنمایی شود. در این داستان، ایران کشوری تصویر می‌شود که پس از تحمل هزینه‌های جنگ، به سمت توافق حرکت کرده است. هدف این روایت آن است که پایان جنگ به‌عنوان موفقیت راهبرد مهار و فشار غرب در ذهن افکار عمومی جهانی ثبت شود. در مقابل، روایت شرق داستان متفاوتی را بازگو می‌کند. در این روایت، جنگ نتوانست اراده ایران را در هم بشکند و در نهایت آمریکا ناچار شد به راه‌حل سیاسی بازگردد.

در این داستان، پایان جنگ نشانه شکست گزینه نظامی و پیروزی منطق دیپلماسی و مقاومت در برابر فشار خارجی تلقی می‌شود. رسانه‌های عربی نیز هر یک تلاش کردند نسخه خاص خود را از این داستان ارائه دهند. برخی آن را روایت بازگشت ثبات به منطقه دانستند، برخی بر ضرورت مدیریت تنش تأکید کردند و برخی دیگر کوشیدند آن را نتیجه فشارهای ناشی از جنگ معرفی کنند.

بااین‌حال، در اغلب روایت‌های عربی یک نکته مشترک وجود داشت؛ اینکه منطقه وارد مرحله‌ای جدید شده است که قواعد آن با دوران پیش از جنگ تفاوت دارد. رسانه‌های مقاومت اما روایت خود را بر محور ایستادگی بنا کردند. در این روایت، تفاهم نه محصول تسلیم، بلکه نتیجه مقاومت و بازدارندگی معرفی می‌شود. در این داستان، جنگ زمانی متوقف شد که طرف مقابل دریافت دستیابی به اهداف خود از طریق قدرت نظامی ممکن نیست؛ بنابراین، مذاکره نه نقطه مقابل مقاومت، بلکه یکی از نتایج آن تلقی می‌شود. در سوی دیگر، رسانه‌های عبری تلاش کردند روایت تهدید حل‌نشده را برجسته کنند.

در این داستان، جنگ متوقف شده اما مسئله ایران همچنان پابرجاست. این رسانه‌ها می‌کوشند افکار عمومی را متقاعد کنند که پایان درگیری به معنای پایان چالش‌های راهبردی نیست و باید همچنان با نگاه امنیتی به ایران نگریست. بررسی این روایت‌ها نشان می‌دهد که نبرد اصلی امروز بر سر یک پرسش بنیادین است: چرا جنگ پایان یافت؟ پاسخ به این پرسش، تعیین‌کننده روایت پیروزی و شکست خواهد بود. هر بازیگر تلاش می‌کند علت پایان جنگ را به‌گونه‌ای تفسیر کند که بیشترین سرمایه سیاسی، روانی و رسانه‌ای را برای خود ایجاد کند.

اما در میان همه این روایت‌ها، یک واقعیت انکارناپذیر وجود دارد؛ هیچ توافقی در خلأ شکل نمی‌گیرد. هر تفاهم سیاسی بر بستری از قدرت ملی استوار است. اگر امروز از پایان جنگ سخن گفته می‌شود، این پایان در سایه ایستادگی نیروهای مسلح، اقتدار دفاعی کشور، نقش‌آفرینی نیروهای ارتش، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروهای امنیتی و انتظامی و همچنین حضور و پشتیبانی مردم در صحنه ملی شکل‌گرفته است.

تجمعات شبانه مردم، حضور آنان در صحنه اجتماعی، حمایت از امنیت ملی و نمایش انسجام عمومی، بخشی از قدرت ملی بود که در کنار توان دفاعی کشور، به شکل‌گیری شرایط جدید کمک کرد. ازاین‌رو، مهم‌ترین وظیفه در دوران پساجنگ، صیانت از این سرمایه بزرگ ملی است. دستاوردهای حاصل از مقاومت، انسجام ملی و اقتدار دفاعی، سرمایه‌هایی نیستند که بتوان نسبت به آنها بی‌تفاوت بود.

حفظ وحدت ملی، جلوگیری از دو قطبی‌سازی‌های فرسایشی، تقویت اعتماد عمومی، پاسداشت جایگاه نیروهای مسلح و مراقبت از سرمایه اجتماعی شکل‌گرفته در روزهای سخت جنگ، ضرورتی راهبردی برای آینده کشور است. جنگ ممکن است پایان‌یافته باشد، اما حفاظت از دستاوردهای آن تازه آغاز شده است. همان‌گونه که پیروزی در میدان نیازمند مقاومت بود، صیانت از نتایج آن نیز نیازمند هوشیاری، انسجام و مسئولیت‌پذیری ملی خواهد بود.

منبع: فارس https://armanekerman.ir/vdcdf90fjyt0kk6.2a2y.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما