امروز، تهران میزبان عظیمترین تشییع تاریخ بود؛ میلیونها نفر از ایران و جهان با پلاکاردهای خونخواهی و سر و لباسِ گلآلود، پدرِ شهیدشان را بدرقه کردند و فریاد زدند که خونِ رهبر، بر زمین نمیماند.
فایل ویدیوبه گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری «راه آرمان»؛ مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی، از ساعت ۶ بامداد امروز در پایتخت آغاز شده است. مسیرهای دماوند، میدان امام حسین(ع)، میدان انقلاب، میدان آزادی و خیابان شهید لشکری مملو از جمعیت بینظیری است که از اقصی نقاط کشور خود را به تهران رساندهاند.
در میان این سیل خروشان، حضور نسلهای مختلف چشمگیر است. جوانان و نوجوانان با پرچمهای سرخ «یا لثارات الحسین» و «یا لثارات خامنهای» بر دستانشان، شعارهای خونخواهی سر میدهند. آنها با مشتهای گره کرده، بر ادامه راه شهید پای میفشارند.
تأملبرانگیزترین صحنه، حضور مادرانی است که فرزندان خردسال خود را در آغوش گرفتهاند. این مادران با چشمانی اشکبار اما مصمم، کودکانشان را بالا گرفتهاند تا این وداع تاریخی را نظارهگر باشند. بسیاری از آنها میگویند که میخواهند فرزندانشان از کودکی با فرهنگ ایثار و شهادت آشنا شوند.
در کنار آنها، پدران همراه با پسران خود دست در دست هم قدم برمیدارند. آنها با لهجههای مختلف از استانهای خراسان، اصفهان، فارس و آذربایجان به تهران آمدهاند تا به فرزندانشان بیاموزند که وفاداری به رهبر، تا ابد در خون این ملت جاری است.
لحظهبهلحظه با سیل خروشان تشییع در تهران
هر لحظه که میگذرد، بر وسعت این دریای بیکران جمعیت افزوده میشود. موجهای انسانی از هر سو به مسیرهای اصلی سرازیر میشوند؛ خیابانهایی که ساعاتی پیش گنجایش داشتند، اکنون نفسگیری در میان این سیل خروشان دشوار شده است. جمعیت چنان فشرده و پرشور است که گویی زمین زیر پای این همصداییِ غریبانه به لرزه درآمده است.
در میان این رودخانه خروشان، حرف بلند خونخواهی چون طنینی آسمانی پیچیده است. هرجا که گوش بسپاری، شعارهای «انتقام، انتقام» فضای سنگین و آکنده از عشق را میشکافد و از کوچهپسکوچهها تا میدانهای بزرگ، این آوای واحد به گوش میرسد. حرفی که نه بر لبها که بر دلها نقش بسته و هر لحظه بلندتر از پیش، به گوش تاریخ میرسد.
نکته قابلتأمل در این میان، پلاکاردهایی است که در دستان هزاران عزادار خودنمایی میکند. هر کسی دلنوشته و خواستهی خود را بر روی پلاکاردی نوشته و بالا گرفته است. این تصویر عظیم، اکنون تبدیل به صفحهای بزرگ برای حرفهای قطعی ملت ایران شده است.
و چه زیبا که میان این همه تنوع، همه با یک پیام مشترک گرد هم آمدهاند. هر پلاکارد، روایتِ یک دل است و جالب اینکه دلها همه یکدله است. مردم آمدهاند تا هم سوگشان را نشان بدهند و هم حرفشان را. یک پیرمرد خراسانی با ریشهای سفید، پلاکاردی در دست دارد که بر آن نوشته: «تا آخرین نفس، خونخواه توایم.» در کنارش، نوجوانی تهرانی با چشمانی بارانی، تختهای را بالا گرفته که فقط یک کلمه بر آن حک شده: «انتقام».
بله، انتقام، حرف قطعی ملت ایران است. این پیام، نه یک شعار زودگذر که عمیقترین باور مردمی است که امروز با تمام وجود، با قلبی واحد و با مشتهای گرهکرده، فریاد میزنند که خون پاک رهبر شهید، هرگز پایمال نخواهد شد. موج جمعیت همچنان فزونی میگیرد و این رودخانه خروشان، هر لحظه خروشانتر از قبل، به سمت میدان آزادی پیش میرود.
این عظیمترین تشییع است
تهران میزبان یکی از عظیمترین تشییعهای تاریخ است؛ تشییعی که نه فقط ایران، که وجدانِ بیدارِ جهانِ اسلام را به سوگ نشانده است.
اینجا، مسیرِ تشییع، نه یک خیابان، که جادهای از عشق، اندوه و خشمِ مقدس است.
خنجرهای بر کمر؛ یمنیها در سوگِ رهبر
در میانِ این دریایِ عظیم از جمعیتِ سیاهپوش، صحنههایی خودنمایی میکند که هر تصویرش، روایتی از یک ارادتِ بینظیر است.
گروههایی از برادرانِ یمنی، با لباسهایِ رزمی و خنجرهایی که بر کمر بستهاند، در صفهایِ منظمی، همپایِ مردمِ ایران، رهبرِ شهیدشان را بدرقه میکنند. چهرههایِ آنان، آمیزهای از عزا و عزمِ راسخ است؛ انگار که با هر قدم، با خنجرهایشان، بیعتی دوباره با راهِ او میبندند که خونِ این شهید، در زمین نخواهد ماند.
جوانانی که سر و لباسشان، گلی شد
در گوشهای دیگر از این مسیرِ بیکران، جوانانِ ایرانی را میبینم که بر سر و لباسشان، گلهایِ سرخی کاشتهاند؛ گلهایی که نشان از عشقی دارد که با خونِ رهبرشان آبیاری شده است.
این جوانان، با چشمانی که از اشک و خشم، شعلهور است، در کنارِ یکدیگر ایستادهاند و فریاد میزنند که راهِ شهید، ادامهدارد. لباسهایِ گلآلودشان، گواهِ این است که آنان، نه فقط در این مسیر ایستادهاند، که آمادهیِ هرگونه فداکاری در راهِ آرمانهایِ او هستند.
پلاکاردهای خونخواهی؛ ترامپ باید کشته شود
در میانِ جمعیت، پلاکاردهایی به چشم میخورد که واژههایِ خشم و خونخواهی را فریاد میزند.
«ترامپ باید کشته شود»، و برای وزیر جنگ آمریکا و نتانیاهو نیز پیامهایی نوشته شده است؛ اینها جملاتی است که بر روی پلاکاردها، با خطوطی درشت و خونی، نوشته شده است.
مردان و زنانی که این پلاکاردها را بر دست گرفتهاند، با چشمانی که از خشم، برق میزند، فریاد میزنند که خونِ پاکِ رهبرشان، بر زمین نخواهد ماند.
این پلاکاردها، نه فقط یک پیام، که یک وعدهیِ صریح به دشمنانِ این ملت است؛ وعدهای که در قلبِ هر ایرانی، حک شده است.
و البته پلاکاردهایی هم نشان میدهند که رهبرشان در قلبشان است.
پدر ایران بدرقه میشود
و امروز، در میانِ این هیاهویِ غمانگیز و خشمِ مقدس، پدرِ ایران بدرقه میشود. مردی که برای یک عمر، پدرِ معنویِ این ملت بود، امروز با اشکهایِ میلیونها فرزند، بر روی دستها، به سویِ خانهیِ ابدیاش حرکت میکند. پیرمردانی که در جنگها، پشتِ او ایستادند، امروز با قامتی خمیده، اما دلی پر از عشق، او را بدرقه میکنند. کودکانی که تنها نامِ او را از پدرانِ خود شنیدهاند، امروز با چشمانی خیس، به تابوتِ او نگاه میکنند و زمزمه میکنند که این پدر، هرگز از یادها نخواهد رفت.
چشمهایی که برای ایران میگریند
در این مسیرِ بینهایت، منِ خبرنگار، شاهدِ صحنههایی هستم که تا همیشه، در ذهنم نقش خواهد بست.
اینجا، تهران امروز، فقط یک شهر نیست؛ میدانِ نبردِ عشق و اندوه است. میدانی که در آن، میلیونها نفر، با یک قلب میتپند و یک صدا فریاد میزنند که «راهِ ما، راهِ اوست». تشییعی که امروز رقم میخورد، نه فقط وداع با یک رهبر، که اعلامِ جنگ با همهیِ دشمنانی است که در خونِ او شریک بودند.
پدر، مسیرت ادامهدار
امروز، پدرِ ایران، با شکوهی که تاریخ به خود ندیده، بدرقه میشود. اما این بدرقه، پایانِ راه نیست؛ آغازِ مسیری است که در آن، جوانانِ گلآلود، یمنیهایِ شمشیربهکمر، و تمامیِ آزادگانِ جهان، با یک صدا فریاد خواهند زد که «خونِ شهید، از زمین نخواهد ماند».
این وعده ماست؛ وعدهای که بر پلاکاردها، بر لبها و در قلبها، تا همیشه زنده خواهد ماند.
مدیرکل بهزیستی کرمان از افزایش ۵۰ درصدی ورودی شیرخوارگاه مرکزی این استان خبر داد و گفت: ورودیها از ۱۲۰ به ۱۸۱ نفر رسیده در حالی که مشارکت خیرین و صنایع ...