تاریخ انتشار :سه شنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۱ ساعت ۰۷:۴۰
۱
plusresetminus
استان کرمان، مُلک سلیمانی شش هزار و پانصد شهید را در دوران دفاع مقدس تقدیم انقلاب و اسلام کرده و در دفاع از حرم اهل بیت علیه السلام نیز چهل و شش شهید را تقدیم اسلام ناب محمدی کرده است که در گزارش زیر به شرح بیوگرافی برخی از شهدای مدافع حرم می پردازیم.
شهیدی که حاج قاسم دل نداشت او را خاک کند، کیست؟/ شهید علی عظیمی؛ اولین شهید مدافع حرم تیپ 38 ذوالفقار است
به گزارش راه آرمان؛ شورای عالی انقلاب فرهنگی سالروز شهادت شهید محسن حججی را به منظور پاس داشت و قدردانی از رشادت ها، ایثار و فداکاری های شهدای مدافع حرم، هجدم مرداد ماه را به عنوان روز بزرگداشت شهدای مدافع حرم نامگذاری کرده است.

زنان و مردان استان کرمان که همواره در خط انقلاب، اسلام، امام راحل بوده و هستند در دوران دفاع مقدس شش هزار و پانصد شهید تقدیم راه نظام جمهوری اسلامی ایران و اسلام ناب محمدی کرده اند و همچنین این مردمان در راه دفاع از حرم مطهر و شریف اهل بیت علیه السلام نیز بزرگ مردانی را تقدیم کرده اند.

حامد بافنده، ابوالفضل مرادی، پرویز بامری، جمال محمدی، جواد محمدی، حسین بادپا، حسین رحمانی، رضا سلطانی، روح الله حسینی، سعید بیاضی زاده، صاحب نظری، صادق رحمانی، صادق کوه گرد رضایی، عبدالخالق حسن زاده، عجب گل غلامی، علی اصغر محمدی، علی زاده حسینی، علی عظیمی جرجافکی، غلام حیدر خلیلی، غلام سخی رضایی، غلام محمد خلیلی، غلامحسین امیری، غلامرضا لنگری زاده، فخرالدین اکبری، قاسم نظری، لال محمد امینی، محمد جواد نوری، محمد خلیلی، محمد علی حسینی، محمد عیسی حسینی، محمد محمدی، محمد جمعه محمدی، محمد حسین حسینی، محمد حسین حیدری، محمد رضا رضایی، مصطفی سلطانی، مومن خلیلی، میرزا جان حسینی، نعیم غلامی، نور محمد رسولی، نور محمد صالحی، وحید یوسفی، محمد علی الله دادی، محمد نبی محمدی و محمد جمالی پا قلعه از جمله چهل و شش شهید مدافع حرم اهل بیت علیه السلام از استان کرمان هستند.



شهید علی عظیمی؛ اولین شهید مدافع حرم تیپ 38 ذوالفقار

شهید علی عظیمی در بیست و پنج دی ماه سال 1365 درشهرستان زرند چشم به دنیا آمد تحصیلات خود را در شهرستان زرند گذراند. بنا به گفته دوستان و دبیران شهید عظیمی، وی در تمامی دوران سوابق تحصیلی خوداز نظر اخلاقی، مذهبی، اجتماعی و غیره زبان زد خاص و عام بوده است. مدیر این شهید بزرگوار گفته است؛ شهید عظیمی همیشه برای نماز جماعت قبل از همه در نمازخانه حاضر و موکت ها را پهن میکرد تا شرایط برای سایر نمازگذاران آماده شود و دانش آموزان به راحتی نماز بگذارند.

شهید عظیمی تحصیلات کارشناسی خود در رشته علوم سیاسی در دانشگاه آزاد رفسنجان سپری کرد و همچنین همزمان با تحصیلات در دانشگاه مدارکی از فنی و حرفه ای هم دریافت کرد و پس از اتمام دوره کارشناسی خود به خدمت سربازی اعزام شد و دوران آموزشی خود را در نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در سیرجان و اواخر خدمت سربازی را در نیروی دریایی خرمشهر و در قسمت عقیدتی سیاسی گذراند و پس از اتمام دوره خدمت سربازی به استخدام آموزش و پرورش شهرستان زرند در آمدند که به دلیل وجود علاقه و قبول شدن در سپاه پاسداران به عضویت تیپ38 ذوالفقار در آمد.

شهید عظیمی پس از گذشت چندین ماه به ماموریت مرز سیستان و بلوچستان اعزام شد و به مدت پنج سال از مرزهای خاکی کشورمان دفاع کردو در این بین مشغول به حفظ قران نیز بود. شهید عظیمی به دلیل علاقه زیاد به خانم حضرت زینب (س) طی مدت چندسال اصرار زیادی به فرمانده تیپ مکانیزه برای اعزام به سوریه داشتند که فرمانده تیپ به نقل از آن روزها اینگونه می گوید که شهید عظیمی هر روز پس ازاقامه نماز ظهر و عصر نزد من می آمد و می گفت حاجی مرا نیز به سوریه اعزام کنید که پس از ماه ها پا فشاری بالاخره اجازه می دهند و شهید عظیمی به سوریه اعزام شود. شهید مدافع حرم علی عظیمی در بیست و سوم رمضان سال 1396 به سوریه جهت دفاع از حریم آل الله اعزام شد و 48 روز از زندگی خود را در سوریه سپری کرد و روز جمعه بیست مرداد ماه 1396 در منطقه عمومی تدمر درگیر و زخمی می شود و ایشان با وجود جراحت 4کیلومتر خود را از محل درگیری دور میکنند و در یک بیابان پس از دست دادن خون فروان به یک خاکریز تکیه داده و دست خود را به حالت استراحت زیر سر خود قرار میدهندو به درجه ی شهادت نائل می گردد.



شهید مدافع حرمی که تأکید بر همراه داشتن قرآن داشت

شهید لنگری زاده متولد بیست و یک دی ماه سال 1365 در شهر کرمان است. وی در نوجوانی پدرش را از دست داد، چون تنها پسر بزرگ خانواده بود و نسبت به مشکلات زندگی خانواده احساس مسئولیت می‌کرد، علی‌رغم اینکه در زمینه ورزش هم خیلی موفق بود در آن شرایط ورزش را رها کرده و مشغول به کار آزاد در تعویض روغنی در شهر کرمان شد. شهید لنگری‌زاده در شهریور سال ۱۳۹۶ پس از گذراندن آموزش‌های لازم به سوریه اعزام شد و تا لحظه شهادت به ایران برنگشت.

همسر شهید لنگری‌زاده در مصاحبه‌ای گفته بود: وقتی پسرمان به دنیا آمد، همسرم به من پیغام داد که عکس فرزندم را برای من نفرستید، زیرا می‌ترسم دلم بلرزد و برگردم ایران و وابسته‌اش شوم. غلامرضا همیشه آرزو داشت که به اسلام خدمت کند و می‌گفت: دعا کنید بتوانم خدمتگزار خوبی برای اسلام و مستضعفان باشم.

وی سرانجام در پنجم بهمن ماه سال ۱۳۹۶ در حین انجام وظیفه به درجه رفیع شهادت نایل آمد. پیکر پاک و مطهرش پس از انتقال به ایران بر دوش امت شهیدپرور کرمان و بسیجیان ولایت‌مدار کرمان تشییع و در گلزار شهدای کرمان به خاک سپرده شد.

برادر همسر شهید لنگری زاده در گفتگویی اظهار کرد: چند روز قبل از اعزام غلامرضا به سوریه، یک سفارش از من خواست و من گفتم: سعی کن هرجا هستی یک قران جیبی کوچک همراه داشته باشی و وی قران کوچکی از جیب پیراهنش بیرون آورد و گفت: این قرآن سال‌ها با من است و آن را از خودم جدا نمی‌کنم.



شهیدی که به عشق دفاع از حرم زبان افغانی آموخت

حامد بافنده سال ۱۳۶۶ متولد شد. وی از کودکی عاشق مداحی و تلاوت قرآن بود و از سن پنج سالگی مداحی و قرائت قرآن به سبک مرحوم «عبد‌الباسط» را تمرین می‌کرد. این شهید مدافع حرم زندگی را در کنار حرم رضوی آغاز و تا ۲۰ سالگی در مشهد زندگی کرد؛ خیلی زود مراحل زندگی‌اش را پشت سر گذاشت و وارد بازار کار شد و از ۱۸ سالگی برای ازدواج اقدام کرد.

او برای تشکیل خانواده به استان کرمان سفر کرد. شغلش حسابداری بود و همسرش هم نیز کارمند دولت بود و از لحاظ مالی هم چیزی کم نداشتند، در همین حال بود که خدا به آنها یک فرزند دختر به‌نام «فاطمه» عطا کرد.وی برای اینکه به سوریه برود به آموختن زبان افغانستانی پرداخت و با لشکر فاطمیون عازم سوریه شد که سرانجام سوم اردیبهشت‌ماه ۹۶ مصادف با روز شهادت اربابش امام موسی کاظم (ع) به شهادت رسید.



شهیدی که حاج قاسم دل نداشت او را خاک کند

حسین بادپا به تاریخ ۱۵ اردیبهشت سال ۱۳۴۸ و در خانواده ای مذهبی اهل شهر رفسنجان از توابع استان کرمان به دنیا آمد. این شهید بزرگوار از افراد بسیار زحمتکش و مخلص لشکر ۴۱ ثارالله بود که بارها مجروح شد و در نهایت با از دست دادن یکی از چشمانش به عنوان جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس شناخته شد ولی با این وجود پس از جنگ هم از پا ننشست و در ماموریت‌های جنوب‌شرق لشکر ۴۱ ثارالله در مبارزه با عناصر ضد انقلاب و اشرار در سال ۷۰ پیشتاز نبرد بود.

با آغاز درگیری های بین نیروهای مقاومت و تکفیری ها در سوریه حاج حسین هم به عنوان نیروی مستشاری و به صورت داوطلبانه عازم شامات شد اما به خاطر روحیه ای که داشت هیچگاه از درگیری ها فاصله نگرفت و در این مسیر بارها هم با مجروحیت به ایران بازگشت اما هر بار بدون این که منتظر بهبودی کامل بماند به سوریه برگشت تا کار ناتمامش را تمام کند.

حاج‌ قاسم سلیمانی در یک تعبیر زیبا از شهید بادپا او را با شهید یوسف‌الهی مقایسه کرده و می‌گوید: محاسن سپیدکرده‌ها که از نسل مجاهدان و در عطش دوستان شهید و در خوف پایان زندگی به سر می‌برند، امیدواریم خداوند بر این خوف بیفزاید، زیرا اگر خائف از عمرمان شویم، همه چیز درست می‌شود. مشکل جایی است که غافل از عمر می‌شویم، اگر خائف شدیم، غافل نمی‌شویم. حسین بادپا که با اصرار خودش را به قافله رساند، چه بسا از قافله جلو زد و نه تنها توانست کلام غیبی شهید یوسف‌الهی را در پیشگاه خداوند به اراده دیگری از خداوند تبدیل کند، چه بسا از شهید یوسف‌الهی پیشی گرفت.

همسر شهید سید جلال حبیب اللهی تعریف می‌کند: «در دیداری که با حاج قاسم داشتیم، گفتم: شوهرم در درعا شهید شده و دوست صمیمی شهید بادپا بود. یکی از محافظان حاجی در گوشش گفت: او با بادپا بوده. سیدجلال هنوز آن موقع پیکرش نیامده بود. از سردار پرسیدیم: آیا پیکر شهید بادپا برگشته؟ گفت: نه پیکر سید جلال چطور؟ گفتیم: نه. حاج قاسم گفت: پیکر حسین بادپا برنمی‌گردد. با تعجب پرسیدم چرا؟ گفت: چون در کرمان همه شهدا را خودم دفن می‌کنم. اما حسین دوست صمیمی من بود و می‌داند من دلش را ندارم او را خاک کنم. برای همین پیکرش بر نخواهد گشت.»

گزارش از: حسین باقری

انتهای پیام/م
  https://armanekerman.ir/vdcdxj0f9yt0x56.2a2y.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

آخرین عناوین